خداوند، مدبّر تمام امور هستی
خداوند، مدبّر تمام امور هستی
مدیر اصلی و مدبّر اصلی خداست که قرآن میگوید: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ» (یونس/3) یعنی تدبیر و مدیریت کار خداست. در مدیر باید انتخاب احسن شود. قرآن میگوید... حالا من عناوینش را بنویسم که اگر کسی پای تلویزیون خواست بنویسد، بنویسد. بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: اصولی دربارهی مدیریت از قرآن.
1- تدبیر؛ قرآن میفرماید: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ» سورهای به نام قدر داریم. «کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَر» (قمر/49) قرآن میگوید: هر چیزی اندازهگیری دارد. اینطور نیست که... حدیث داریم هیچ سالی بارانش از سال دیگر کمتر نیست. منتهی اگر مردم خراب کردند، خداوند ابر را جای دیگر میبرد. باران میبارد به اندازه هرسال، منتهی این باران نافع نیست، خشکسالی هست.
انتخاب احسن؛ قرآن میفرماید که: «یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها» (اعراف/145) بهترین حرف را بگویید. «فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه» (زمر/18) حرفها را بهترش را گوش دهید. «یَقُولُوا الَّتی هِیَ أَحْسَن» (اسراء/53) بهترین حرف را بزنید.
اگر کسی نمرهی شانزده سراغ دارد، میخواهیم مثلاً رییس جمهور تعیین کنیم، یا نماینده مجلس، یا شورای شهر، یا شورای اسلامی. اگر کسی نمرهی شانزده سراغ دارد، ولی چون دوستش ندارد به نمرهی پانزده رأی میدهد. خائن به خدا و پیغمبر است. حدیث داریم. «من تقدم علی قوم» یعنی اگر کسی را جلو بیاندازی، «و هو یری فیهم من هو افضل» میدانی که در جامعه از او بهتر هم هست، نمرهی شانزده هست، منتهی دوستش نداری، همشهری تو نیست. هملباسی تو نیست. اگر کسی به نمرهی شانزده رأی بدهد، با آنکه در جامعه نمرهی هفده باشد، «خان الله» خیانت کرده به خدا، «و رسوله و المؤمنین»
مسألهی دیگر توجه به همه ابعاد است، در صلح حدیبیه، پیغمبر اسلام وقتی به مدینه هجرت کرد، جمعیتی را بعد از چند سال آورد مکه عمره انجام بدهد. مکه هنوز دست بتپرستها بود. مشرکین آمدند بیرون مکه منطقهی حدیبیه گفتند: نمیگذاریم بیایید. مکه دست ما است. آنجا نزدیک بود درگیری شود، خدا فرمود: نه! صلح بهتر است. پیغمبر صلح کرد، بعد فرمود: اگر شما به مکه حمله میکردید، در مکه یک مشت مؤمن هم بودند. منتهی هجرت نکرده بودند. شما همه را به هوای اینکه اینها مردم مکه هستند، میکشید، بعد هم تبلیغات میکردند که مسلمانها خودشان، خودشان را کشتند. حضرت امیر فرمود: من کسی را که بخواهم بکشم نسلش را هم نگاه میکنم. ممکن است آدم بدی باشد ولی بچههایش خوب باشند. یعنی عقبهی کار را هم باید دید. گاهی وقتها یک کاری عقبه دارد. یکی چیزی برای مدیریت بگویم.
نقل شد که آیتالله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی که مرجع بسیار مهمی قبل از آقای بروجردی بود به یک کسی نمایندگی دارد در منطقهای که ایشان نمایندهی من است. بعداً هم گزارشهایی دریافت کرد، دید این نمایندهاش خیلی نمایندهی خوبی هم نیست. گفتند: آقا نمایندهات دسته گل آب داده. لایق نیست. گفت: فهمیدم. گفتند: خوب فهمیدی او را بردار. گفت: ببین این قبلاً نیم کیلو آبرو داشت. وقتی من حکمش دادم نماینده من شد، نیم کیلویش ده کیلو شد. اما اگر حکمم را پس بگیرم، ده کیلو میریزد. من میخواهم یک کاری کنم، یک طوری او را بردارم که آن نیم کیلوی خودش برایش بماند. این را میگویند: مواظب عقبهها باشید.
منبع: سایت آقای قرائتی